من نيز رحلت بانوى عالم را به همه ملت ايران و شما آقايان، جوانان غيور، تسليت عرض مى كنم. ما بايد سرمشق از اين خاندان بگيريم: بانوان ما از بانوانشان و مردان ما از مردانشان، بلكه همه از همه آنها. آنها زندگى خودشان را وقف كردند از براى طرفدارى مظلومين و احياى سنت الهى. ما بايد تبعيت كنيم و زندگى خود را براى آنها قرار بدهيم. كسى كه تاريخ اسلام را مىداند، مى داند كه اين خاندان هر يكیشان مثل يك انسان كامل، بلكه بالاتر، يك انسان الهى- روحانى، براى ملتها و مستضعفين قيام كردند در مقابل كسانى كه مى خواستند مستضعفين را از بين ببرند.
قرآن كتاب انسانسازى
اسلام براى مستضعفين آمده است، اسلام براى ساختن انسان آمده است. كتاب آسمانى اسلام كه آن قرآن مجيد است، كتاب تربيت انسان است؛ انسان را به همه ابعادى كه دارد، به بُعد روحانى و به بُعد جسمانى، بُعدهاى سياسى، اجتماعى، فرهنگى- همه بُعدها- بُعد نظامى؛ اين اسلام آمده است كه به ما راه تربيت را نشان بدهد. ما هم بايد به تبع اسلام تربيت كنيم جوانان خودمان را، تربيت كنيم بانوان خودمان را. بانوان ما تربيت كنند اطفال خودشان را در دامن خودشان؛ وقتى كه بزرگ شدند، تربيت كنند آنها را تا برسند به آن وقتى كه برومند شوند و براى اسلام و براى انسانيت خدمتگزار باشند.
صحيفه امام، ج6، ص: 531
1- آيا در اين دوره گروه ها و جمعيتهاى مختلف سياسى- مذهبى مى توانند از تهران و يا قم براى شهرهاى مختلف ايران و يا از هر نقطه براى مناطق ديگر كانديدا معرفى نمايند.
2- آيا مى توان در رابطه با تبليغ از كانديداها از وجوهات شرعيه و بيت المال و يا از اموال دولتى و عمومى كه در اختيار نهادهاى گوناگون است استفاده نمود.
روح اللَّه الموسوي الخمينى
ترسيم خطوط مختلف، راه جديد دشمنان
از شياطين غافل نباشيد. اين شياطين به هر چيزى كه مى توانند متشبث مى شوند و به هر راهى مى خواهند در دل اين ملت رخنه كنند. قضيه حمله نظامى آن قدرها مهم نيست، جوابش را بحمد اللَّه سلحشوران اسلام میدهند و داده اند...
ادامه مطلب...

شهادتت مبارک حاج حسن
اينهايى كه همه مقصدشان اين است كه در اينجا چند روزى به يك قدرتمندى برسند يا به يك جنايتكارى برسند، آنها بايد بترسند. اما جوانهاى ما كه اعتقاد به ماوراى طبيعت دارند، و شهادت را براى خودشان يك فوزى مى دانند، اينها ترس ندارند. ما فرض مى كنيم كه همچو قدرتى براى آن قدرتمندان باشد كه بريزند و بكشند و همه چيز را از بين ببرند، مع ذلك ما چون بحق هستيم نبايد بترسيم... .
صحيفه امام، ج12، ص: 268
... اينها خيال مى كنند كه با اين مسائل مى شود ديگر برگرداند يك ملتى را كه جوانهايش مى آيند پيش من- يك دفعه و دو دفعه نه، زياد- و از من تقاضا مى كنند كه تو دعا كن كه ما شهيد بشويم، اين از ترور ديگر نمى ترسد، اين شهادت را مى خواهد، با آغوش باز دنبال شهادت [مى رود] اين تعليم اسلامى اين طورى است. رمز پيروزى ملت ما همين بود كه ديگر نمى ترسيدند از اينكه بروند توى خيابان بكشندشان. مى رفتند، خيلى هم كشته مى شدند. بالاخره هم با همين فريادها و دادها و «اللَّه اكبر» ها پيروز شدند. رژيم اسلامى اين طور است كه افرادش از مسجدند. از مسجد نهضت مى شد. و از مسجد مى رفتند به ميدان، به ميدان جنگها. در جمعه ها كه خطابه مى خواندند، يا غير جمعه كه مى رفت آن سردارشان منبر و صحبت مى كرد، از آنجا راهشان مى انداخت براى اينكه بروند مبارزه كنند. و يك همچنين روحيه، كه از مسجد تحقق پيدا مى كند، اين ديگر نمى ترسد از اينكه حالا من بروم شايد چه بشود. اين مسجدى است، اين الهى است. آدم الهى نمى ترسد از اينكه حالا شايد من [را] هم بكشند. بهتر! ما مى رويم، جاى بهترى داريم. آنها بايد بترسند از مردن كه خيال مى كنند وقتى مردند، تمام شد قصه، يا اگر تمام نشده، آنجا كه بروند چه خواهد كرد با آنها. اما آنهايى كه راهشان و حسابشان درست است با خالق خودشان، اينها چرا بترسند؟ نمى ترسند... .
صحيفه امام، ج9، ص: 90
